محمد رحیمی مدیسه

دغدغۀ قلبی امروز من، طب اسلامی ایرانی است؛ به آن بپردازید. مقام معظم رهبری

محمد رحیمی مدیسه

دغدغۀ قلبی امروز من، طب اسلامی ایرانی است؛ به آن بپردازید. مقام معظم رهبری

۳۸ مطلب با موضوع «طب سنتی» ثبت شده است

ریح و نفخ چیست؟ در کتب حکما، لفظ باد، ریح و نفخ همگی به یک معنی آمده است و هر یک تنها با پسوند آن، دارای معنای خاص می شود مانند ریح منفخه که در رابطه با دستگاه گوارش آورده می شود یا ریاح غلیظه یا ریاح محتبسه یا ریاح مُنَعِّظه.

به موادی که پس از ورود به بدن ایجاد ریح یا باد یا نفخ می کند مُنَفِّخ (به معنی بادناک) یا نَفّاخ می گویند. لفظ منفخ نیز از نظر حکما، طبق آنچه در کتاب مخزن الادویه تألیف حکیم عالیقدر سید محمد حسین عقیلی خراسانی آمده به این شرح است:

«مُنَفِّخ یعنی نفخ آورنده و آن دوائی را نامند که در جوهر آن رطوبت غریبه غلیظه باشد که چون فعل نماید در آن حرارت غریزیه، تحلیل نیابد به سرعت، بلکه مستحیل به ریاح گردد مانند لوبیا.»

شارح مذکور در ادامه، برخی مضرات مواد نفاخ را نیز به شرح زیر آورده است:

«بدان که هر چه در آن نفخ است مصدع و مضر به عین (چشم) است و از اغذیه و ادویه آنچه تحلیل یابد، رطوبت آن در هضم اول و ریاح و نفخ آن در معده بماند و انحلال آن نیز بالتمام در همان جا باشد و یا در امعا و آنچه رطوبت فضلیه در آن باشد و آن، ماده نفخ و ریح آن بود و نفخ آن در معده و امعا به تحلیل نرود بالتمام، بلکه باقی ماند و چیزی از آن در عروق اعضای تناسل رود مانند زنجبیل و بزر جرجیر و این منعظ است و باعث نعوظ همان ریح است.»

رطوبت فضلیه چیست؟

حکما، برای رطوبت فضلیه تعریفی به این شرح دارند: هر زمان بگویند در فلان میوه یا سبزی و حبوب، رطوبت فضلیه است، مراد آن باشد که پاره ای از رطوبتی را که برای تغذیه جذب کرده است هنوز پخته نشده است.

بنابر قول صاحب کتاب مخزن الادویه، تعریف رطوبت فضلیه به این شرح است:

«بدان که رطوبت فضلیه عبارت از رطوبتی است که در تمام اجزای آن چیز، کما ینبغی ممتزج نگشته باشد و به اندک زمانی بعضی از آن به تحلیل رود و جرم آن را منشق سازد و بعضی به تعفین، صورت کرمی یافته، جرم آن را بخورد و رفته رفته تمام آن را فانی گرداند.»

بنابراین تعاریف درمی یابیم که رطوبت فضلیه، نوعی رطوبت غیرجبلی یعنی غیراصلی است که در نباتات به علت نقص در عمل همسان سازی باقی می ماند و سرعت تحلیل آن از رطوبات اصلی بیشتر است.

مبهِّی یعنی چه؟ بنا بر قول صاحب کتاب مخزن الادویه، مبهی یعنی به حرکت آورنده قوت باه و زیاد کننده ماده آن، که منی و ریاح غلیظه منعظه است و آن دوائی را نامند که به سبب حرارت معتدله و رطوبت فضلیه خود؛ در مجاری اعصاب، عضلات و اعضای تناسلی؛ تولید ماده منی و ریاح منعظه نماید و محرک باه شود مانند بهمنین، بوزیدان و زردک.

حکیم جرجانی در ادامه می فرماید:

«و زرده خایه ی نیم برشت، مغز سر بره، مغز سر مرغ، مغز استخوان ها و مغز گنجشک غذا دهنده و تری آرنده است و اگرچه مغزها سرد است در مغز استخوان و مغز گنجشک حرارت است اگر آن را با نعنع گر با اندکی زنجبیل و نمک به کار دارند هر سه معنی حاصل آید خاصه از نعنع که در وی قوتی است که آلت های تناسل را بر فعل خویش یاری دهد.»

در کلام حکیم ممدوح بسی نکات آموزنده و جود دارد. وی بسیار با ظرافت بین مواد سرد و تر مانند مغزها افتراق قایل شده است. زیرا کیفیت سردی و تری ضد کیفیت گرمی و خشکی است. آنچه سرد و تر است به صورت ظاهر، برای تقویت نیروی جنسی مناسب نیست و بین مردم نیز رایج است که می گویند «سردی نخور که از مردیت کم می کنه!». اما حکیم ممدوح با هوشمندی مصداق هر گردی گردو نیست را روشن کرده و می فرماید که گرچه کیفیت غالب بر مغزها سرد است؛ اما حرارت مکنون برخی از مغزها در چرخه هضوم چهارگانه آزاد می شود و اسباب تولید نیروی جنسی را فراهم می کند.

حکیم جرجانی در ادامه می فرماید:

«و گزر، شلغم و جرجیر هر سه به یکدیگر نزدیک اند در زیر معنی، در هر سه حرارت معتدل و غذا دادن و رطوبت فزون هست لکن جرجیر کم غذاتر است و حرارت او از حرارت شلغم و گزر بیشتر است و گندنا گرم و تر و غذا دهنده است اگر با زرده ی خایه  مرکب شود غذایی شایسته باشد و انگور شیرین و رسیده بسیار غذا و تری دهنده و بادانگیزست و قوت او از قوت شلغم، گزر و آنچ یاد کرده آمد بیشتر است.»

شاید برای خواننده این سوال مطرح شود که وقتی چند ماده خوراکی مانند گزر (هویج ایرانی)، شلغم و جرجیز (نوعی ترتیزک یا شاهی) هم خاصیت اند چرا حکیم اینقدر به شرح زیر هر یک پرداخته است؟

در پاسخ باید گفت که درست است که همه مواد دارای خاصیت باهیه از این جهت با یکدیگر مشابه اند؛ اما هر یک از جهت تغذیه متفاوتند. آگاهی از این تفاوت ها، طبیب را قادر می سازد تا متناسب با نیاز هر فرد برای او برنامه غذایی یا دوایی تنظیم کند. زیرا برخی از افراد نیازمند غذائیت بیشتر و برخی نیازمند حرارت یا رطوبت افزون تر هستند.

حکیم جرجانی در ادامه می فرماید:

«و هلیون که به پارسی، مارچوبه گویند و حرشف که به پارسی، کنگر گویند و جوز، بادام شیرین، فستق، فندق، گوزهند، حب الزلم، شیرتازه، حلبه، کبوتر بچه، بط، خایه ی گنجشک، خایه ی خروس، جگر مرغ، انگبین، روغن گاو، کباب و کرنج (برنج) به شیر، انجیر و میویز همه اندرین باب سودمنداند و چیزهای گرم لطیف کننده چون سعتر و آنچه بدین ماند زیان دارد از بهر آن که بادها را تحلیل کند اما انگور با قوت گرمی او بادناکی دارد بدین معنی سودمندست»

حکیم جرجانی در این فراز، ضمن بیان تعدادی از مواد خوراکی مقوی باه نکته افتراقی مهمی را بیان کرده است. وی برای پپرهیز از این تفکر که هر ماده خوراکی گرم و خشکی، مقوی باه نیست؛ به سعتر یعنی آویشن اشاره کرده است تا نشان دهد برخی از موادی که گرم و خشک اند نه تنها مفید به حال نیروی جنسی نیستند بلکه موجب تحلیل رطوبات ایجاد کننده نعوظ نیز می شوند و خود به ناتوانی جنسی کمک می کنند.

حکیم جرجانی در ادامه تأکید دارد که تأثیرغذا از دوا برای تقویت نیروی جنسی بیشتر است. وی در این رابطه استدلالی به شرح زیر دارد:

«و بباید دانست که اولی تر آن است که درین باب اعتماد بر غذا کنند نه بر دارو؛ از بهر آن که زیادتی قوت جماع، از زیادتی آب و باد بود و این غذاها که یاد کرده آمد هم ماده ی آب آید و هم فاعل باد و داروها اگر چه بعضی زیادت کننده ی آب اند این زیادتی از ماده تواند بود و ماده غذا است پس غذا که هم ماده ی آب بود و هم فاعل باد اعتماد بر آن بیشتر از آن بود که بر دارو»

جناب حکیم جرجانی در این بیانات به موضوع مهمی اشاره دارند و آن این که اصولاً در تعریف دارو و غذا نباید خلط شود. زیرا غذا ماده ای خوراکی است که بر ماده بدن یعنی اخلاط و اندام ها می افزاید در حالی که دارو ماده ای است که تنها بر مزاج تأثیر می کند یعنی مزاج بدن یا اندامی خاص را گرم تر، سردتر، خشک تر یا ترتر می نماید. به این ترتیب نباید فکر کرد که داروهای مقوی باه، ماده منی و یا ریح تولید می کنند بلکه داروها با افزایش حرارت یا تعدیل آن، امکان فعال شدن ماده موجود در بدن را فراهم می کنند.

یکی از داروهای معاصر که بسیار در دنیا مشهور شده است نیترواکساید است که با نام تجاری مختلف از جمله ویاگرا در بازار دارویی وجود دارد. البته این دارو به خاطر اتساعی که در عروق ایجاد می کند موجب مرگ هزاران انسان شده و می شود. نگارنده در نظر دارد بدون توجه به عوارض ناشی از این دارو بر سلامت انسان ها، تنها از زاویه خاص یعنی به عنوان یک داروی منعظ، این دارو را مورد بررسی اجمالی قرار دهد تا موضوعی که جناب حکیم جرجانی مطرح کرده است به طور عمیق تری در ذهن خواننده و به خصوص پزشکان و حتی متخصصین اورولوژی قرار بگیرد.

وقتی فردی از ویاگرا برای ایجاد نعوظ استفاده می کند، جدار عروق آلتش باز شده و مقدار زیادی خون وارد آن می شود. در نتیجه ی هجمه خون و پرشدگی عروق آلت، افزایش حجمی رخ می دهد که از آن به نعوظ تعبیر می شود. به این خاطر همه متخصصین چنین می پندارند که داروی موسوم به ویاگرا سبب نعوظ شده است. در حالی که این نوع پندار بر اساس فرمایش حکیم جرجانی و سایر حکمای سلف، برداشتی ناقص و غلط است. حال باید دید برای این که ویاگرا بتواند ایجاد نعوظ کند چه امور دیگری نادیده انگاشته شده است؟

همان گونه که می دانید، حکما دارویی را مفتح یعنی باز کننده یا متسع کننده می دانند که دارای حرارت مرخیه باشد؛ یعنی حرارتی که سبب ایجاد خشکی در اندام ها از جمله عروق نشود؛ بلکه به نرم کردن جدار انها برای ایجاد اتساع کمک کند. چرا که بدون ارخاء، اتساع با انصداع یعنی شکافتگی و ترکیدگی همراه خواهد بود. در نتیجه هدف غایی حاصل نخواهد شد.

حال این سؤال مطرح می شد که چنین حرارتی یعنی حرارت مرخیه چگونه یا از کجا تأمین می شود؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت وقتی ماده ای وارد بدن می شود؛ تحت تأثیر حرارت غریزی، کیفیات مکنون در آن آزاد می شود. در این هنگام است که کار طبیعت شروع می شود. طبیعت با بررسی نوع کیفیت آزاد شده، نسبت به آن واکنش مناسب نشان می دهد. وقتی طبیعت، کدهای موجود در ماده وارده را بررسی می کند، درمی یابد که برای بدن مضر یا مفید است. چنانچه طبیعت کدهای مضر دریافت کند، نخست واکنش های اصلاحی را از طریق آزادسازی کدهای مربوطه به عمل می آورد. چنانچه واکنش اصلاحی کافی نباشد اقدام به آزادسازی کدهای تدافعی از قبیل خنثی سازی عملکرد ماده وارده یا جلب و طرد آن به بیرون از بدن می کند.

بر این اساس باید قایل شد که امر اتساع عروق یا به واسطه کیفیت مکنون در ویاگرا اتفاق می افتد یا به واسطه عملکرد طبیعت رخ می دهد. عملکرد طبیعت پس از ورود ویاگرا در بدن، واکنش اصلاحی باشد؛ به این معنی است که طبیعت از ماده وارده به عنوان ابزاری برای رسیدن به مطلوب استفاده کرده است. همچنان که می بینیم ویاگرا بدون تحرک جنسی عمل نمی کند به طوری که در بروشورهای این دارو، این مطلب درج شده است.

اما باید دانست که تحرک جنسی یکی از وظایف و عملکردهای طبیعت است نه ویاگرا. پس وقتی طبیعت کدهای مربوط به تحریکات جنسی را آزاد می کند در واقع حرارت مرخیه را در محیط تناسلی برای ایجاد نعوظ فراهم کرده است لذا با کمک گرفتن از کدهای ویاگرا، امر نعوظ را که یک جزء از اجزای لازم برای یک رابطه جنسی است فراهم می کند.

اما طبیعت تا کی قادر به ایجاد واکنش اصلاحی است؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت طبیعت تا آنجا قادر است به واکنش های اصلاحی خود ادامه دهد که مواد لازم را در اختیار داشته باشد. به محض اتمام یا نزدیک به اتمام، طبیعت سعی در حفظ ذخایر ضروری می کند. برای این کار، از ایجاد حرارت مرخیه خودداری می کند. در نتیجه ی این عملکرد طبیعت، دیگر ویاگرا قادر به ایجاد نعوظ نخواهد بود. زمانی که چنین بیمارانی به من مراجعه می کنند اظهار می دارند که اوایل با مصرف ویاگرا، نعوظ ایجاد می شد ولی به مرور زمان، نعوظ ضعیف و بعد از مدتی قطع شد. معمولاً برای درمان این بیماران، دستورات غذایی ویژه که دارای سه خاصیت کثیرالغذایی، بادانگیزی و حرارت معتدله است را تجویز می کنم.

بیماران پس از مدتی که به این دستورات عمل می کنند، اظهار می دارند دوباره با مصرف ویاگرا صاحب نعوظ می شوند.

بر اساس عملکرد مذکور، درمی یابیم که ماده مولد منی، رطوبت فضلیه و ریح منعظه، در امر تقویت باه؛ اموری ضروری و غیرقابل انکارند و همه این موارد تنها در غذا وجود دارد نه در دارو. به این جهت است که حکیم جرجانی در بخش دیگری از سخنان خود چنین اظهار می کند:

«دیگر آنکه اگرچه بعضی از داروها زیادت کننده ی آب اندر کار بعضی آن است که آب را گرم کنند و بجنبانند تا شهوت جماع پدید آید و بی شک نخست تولد آب باید تا پس دارو، آن را بجنباند و هرگاه که غذا یابیم هم آب ر ا بفزاید و شهوت را بجنباند و اولی تر آن باشد که اعتماد بر آن غذاها کنیم نه بر آن غذاها کنیم نه بر داروها و دیگر آن که قدر دارو اندک باشد و قوت او قوی تر از قوت طبیعت بود و آنچه نه چنین باشد نه دارو باشد و طبیعت آن چیزی که مقدار آن اندک بود و قوت آن قوی تر از قوت او بود بهره ی تمام نتواند یافت و در آن تصرفی سودمند نتواند کرد و باشد که بر وی وبال گردد.»

در بخش دیگری از سخنان حکیم جرجانی به نکته ای نغز اشاره دارد که در زیر می آید:

«اگر مزاج سرد باشد و منی بسیار و فسرده، ممکن است که دارو آن را بجنباند و مزاج را بگرداند تا قوتی پدید آید. جز در چنین مزاج بر داروها اعتماد کردن خطا بود و من دیدم که مردم محرور را طبیبی معجون های گرم و داروهایی می فرمود تا قوت جماع زیادت شود هر روز ضعف زیادت می شد و به آخر حرارت چندان غلبه کرد که همه سرهای رگ های او گشاده شد و بول او خون صرف گشت و به هیچ تدبیر آن را تدارک نتوانست کرد و خون او هم به طریق بول برفت و تشنج خشک پدید آمد و مرد هلاک شد.»

در این فراز، حکیم بزرگوار تجویز داروهای باهیه را تنها در مورد وجود سردی مزاج که با منی زیاد و فسرده همراه باشد؛ جایز دانسته است. زیرا وقتی برودت بر منی غالب شود آن را فسرده می سازد و امکان حرکت طبیعی را از منی می گیرد. در نتیجه با وجود منی بسیار، تولید روح و قوای جنسی در چنین فردی ممکن نمی گردد. به این خاطر حکیم ممدوح، تجویز داروهای باهیه را با هدف گرم کردن و جنباندن منی، یعنی ایجاد حرکت طبیعی در آن برای تولید روح و قوای جنسی جایز دانسته و در غیر این مورد، جایز ندانسته است. لذا حکیم با ذکر خاطره ای با بیان شرح حال بیمار و معالجی نادان، شاهد مثالی برای عدم جواز مصرف داروهای باهیه ی صرف، ارایه می دهد که صد البته امروزه این واقعه به طور مکرر در مراکز درمانی اتفاق می افتد و سبب بروز مرگ های ناشی از اثر مصرف داروهای جنسی از جمله ویاگرا می شود. 

منبع: درمان ناتوانی های جنسی در مکتب طب ایرانی-محمد عبادیانی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۶
محمد رحیمی مدیسه
اما اعضای مرئوسه آنهایی هستند که قوای اعضاء رئیسه را دریافت می کنند. مثل کلیه، معده، طحال و ریه . اما اعضایی که نه خادمند، نه رئیسه و نه مرئوسه، آنهایی هستند که مختص به قوای غریزی اند و از اعضاء رئیسه قوه ئی به آنها نمیرسد، مانند استخوان ها و غضروف ها . روی هم رفته اعضاء به مفرد و مرکب تقسیم میشوند. مفرد آنهایی هستند که جزء شان در نام و تعریف باکل یکی باشد (مانند گوشت و پیه استخوان) اما مرکب آنست که چنین نباشد و اینها اعضاء آلیه اند.
📚منبع: قانونچه در طب، ص۱۴،تالیف محمود بن محمد بن عمر چغمینی.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۴
محمد رحیمی مدیسه
….. سپس حکیم می فرماید اگر این سه ویژگی در یک غذا باشد، چه بهتر و الا برای نیل به این مقصد، از دو یا سه مورد مذکور باید کمک گرفت. وی در ادامه خوراکی هایی را معرفی می کند که دارای هر سه خاصیت اند:

«اما آنچه در وی هر سه حاصل است نخود است و لوبیا و گزر و شلغم و آنچه بدین ماند و آنچه در وی یکی معنی یا دو معنی حاصل است چون باقلی و پیاز و آنچه بدین ماند اما باقلی غذا بسیار دهد و در وی رطوبتی فزونی است که از وی بادها تولد کند لکن درو حرارتی نیست که از آن رطوبت بخاری و بادی برانگیزد پس اگر چیزی گرم که مزاج او خشک بود و ضد منی نباشد با وی ترکیب کنند چون اندکی زنجبیل و دارپلپل و شقاقل هر سه معنی از وی حاصل آید و آب باد زیادت کند.»

حکیم ممدوح به برخی مواد خوراکی که دارای هر سه ویژگی مورد نظر در امر تولید منی و ریح منعظه است و نیز به خوراکی هایی که تنها یک یا دو ویژگی مورد نظر را دارا هستند، اشاره کرده و چگونگی استفاده از هر یک را برای وصول به مطلوب، به درستی بیان کرده است. لیکن برای آشنایی بیشتر خوانندگان شرح مختصری ارائه می شود:

نخود (حمّصْ): طبیعت آن در دوم گرم است اما در خشکی و تری، تازه سبز آن را در اول تر و غیرتازه را در اول خشک دانسته اند.

نخود ملیّن طبع است یعنی باعث بهبود عملکرد شکم و دفع مدفوع می شود. مدر است یعنی ادرار، خون حیض و عرق آور است. افزایش دهنده شیر زنان شیرده است. مولد منی و مبهّی (تقویت کننده نیروی جنسی) است. مسمن بدن یعنی چاق کننده است. مقوی حرارت غزیزی است. مولد خون صالح و کثیرالغذاست. بالخاصیت جهت درد سینه و قروح شش نافع است. اگر نخود را با شیر تازه میل کنند، برای گرفتگی صدا که از خشکی ایجاد شده باشد، بسیار مفید است؛ به شرط آنکه با گرفتگی صدا، تب همراه نباشد و اگر با آن تب باشد باید نخود را با آب بخورند.

یک خاصیت نخود که آن را از سایر حبوبات متمایز ساخته آن است که اگر به طور مرتب هر شب مقداری از آن را در آب بخیسانند و صبح، ابتدا نخودها را خام بجوند و بخورند سپس آب منقوعش را با کمی عسل شیرین کرده و بنوشند برای اعاده شهوت جماع مأیوسین بی عدیل است.

لوبیا سفید: لوبیای دارای طبیعتی مایل به اعتدال است. لوبیا سفید محرک باه است. لوبیا سفید مولد منی است. در زنان شیرده باعث افزایش شیر آنان می شود. برای افرادی که از کمی ادرار شاکی هستند مفید است زیرا مدر بول است. در باز کردن و به جریان انداختن خون حیض کارآمد است.

گزر یا جزر یعنی هویج ایرانی: طبیعت جزر در دوم گرم و تر است. مُبَهّی است یعنی نیروی جنسی را زیاد می کند. ملطف است یعنی باعث می شود که مواد غلیظ، لطیف و رقیق شوند. این امر موجب آن می شود که غذا به سرعت در قلب، تبدیل به روح حیوانی شود. افزایش دهنده ادرار است. مفتّح سدّۀ جگر است یعنی سده ها و راه بندان های کبدی را باز می کند. قاطع بلغم، مقوّی معده و ملین است. مربای جزر به غایت مبهّی، مقوّی احشاء، رحم و هاضمه است.

شلجم یا شلغم: شلغم، بری (یعنی بیایانی) و بستانی دارد. معمولاً نوع مأکول آن بستانی است. طبیعت بستانی آن در اول دوم گرم و در اول تر است؛ شلغم از جهت تغذیه، جزو خوراکی های کثیرالغذا به شمار می رود. مهیّج باه است یعنی باعث به هیجان آمدن نیروی جنسی است. مدرّ بول یعنی افزایش دهنده ادرار است. برطرف کننده سرفه است. ملیّن طبع است. خوردن شلغم گرم سینه را نرم می کند و دفع بلاغم را تسهیل می کند. با این که خود شلغم نفاخ و دیرهضم است، اما ترشی آن بی نفخ است. برای ترشی شلغم خواصی از این قبیل ذکر کرده اند: ملطف رطوبات، مقوّی احشاء، مشهّی (زیاد کننده) اشتهاست. همچنین اگر شلغم را در خمیر بگیرند و در زیر آتش بگذارند تا کاملاً بپزد، مصرف آن در تحریک نیروی جنسی بیشتر از مخلَّلِ (ترشی) آن است. زیرا رطوبت فضلیه وریاح آن در جوف خمیر به طور کامل به تحلیل نمی رود.

باقلی: طبیعت باقلی تازه در اول سرد و تر است. اما باقلی خشک، دارای طبیعتی سرد در اول و خشک در دوم است.

باقلی مقوی باه است. سریع الانحدار است یعنی به سرعت از معده عبور می کند. باقلی باعث سده نمی شود.

باقلی با قوّۀ محلله و منضجه است. باقلی دارای رطوبت فضلیّه است. لذا به خاطر وجود رطوبت فضلیه، اگر همراه با ماده ای که دارای حرارت مناسب تولید منی است، مصرف شود؛ برای تقویت نیروی جنسی مفید است. باقلی برای زخم روده مفید است باقلی در تنقیۀ سینه و شش از مواد زاید بسیار مفید است. باقلی برای تقویت شش و منع انصباب یعنی ریختن مواد رقیق از دماغ به آن مفید است.

بصل یا پیاز: طبیعت پیاز در آخر سوم گرم و در اول سوم خشک است. پیاز دارای رطوبت فضلیّه است. مُفَتِّح است یعنی پیاز دارای خاصیت باز کنندگی سُده است. پیاز مقوی شهوتین است یعنی اشتهای به غذا و اشتهای به آمیزش جنسی را تقویت می کند به خصوص که با گوشت چرب پخته شود. مدرّ بول و حیض است. مطبوخ مهرّای آن کثیرالغذا و ملین طبع است. اگر پیاز را با چربی بپزند برای تنقیه شش و سینه از اخلاط لزجه مفید است.

توضیح مهم: با دقت در کلام حکیم، در می یابیم که آن ماده خوراکی ای در تقویت باه مفید است که یا به تنهایی دارای اسباب منعظه باشد؛ مانند نخود و لوبیا که هر یک به تنهایی هم کثیرالغذا، هم بادناک و هم دارای حرارت منفخه برای تولید باد یا ریح منعظه است. یا دارای یکی دو تا از اسباب سه گانه مذکور باشد. مانند باقلی و پیاز که این مواد دارای خاصیت کثیرالغذایی و رطوبت فضلیه اند؛ لیکن نیازمند ماده ای گرم اند تا بتواند رطوبت فضلیه را به ریح منعظه تبدیل نماید. حال لازم است برای تکمیل مطالب ارایه شده در رابطه با معنی الفاظی که در این نوشتار مکرراً آورده شده است مانند ریح، نفخ، مبهی، رطوبت فضلیه، توضیحاتی داده شود. همچنان که پیش تر درباره لفظ کثیرالغذا مطالبی بیان شد.

منبع: درمان ناتوانی های جنسی در مکتب طب ایرانی-محمد عبادیانی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۳۱
محمد رحیمی مدیسه
اعضاء اجسامی هستند که از نخستین امتزاج اخلاط پدید می آیند، همانطوریکه اخلاط از نخستین امتزاج ارکان بوجود می آیند.
اعضاء تقسیم میشوند به اعضاء رئیسه و غیر رئیسه – غیر رئیسه نیز تقسیم میشود به خادمه الرئیسه و غیر خادمه الرئیسه ، وغیر خادمه الرئیسه هم به مرئوسه و غیر مرئوسه تقسیم میکردد. اعضاء رئیسه آنها هستند که قواها در بقای شخص و بقای نوع بدانها محتاجند.
✅اما بحسب بقای شخصی سه عضو اند : اول قلب که مبدأ قوهٔ حیوانیه است. دوم دماغ که مبدا قوای حس و حرکت است. سوم کبد که مبدا قوای طبیعه است. باضافه عضو چهارمی که بیضه هاست.
اما خادمه الرئیسه مثل اعصاب برای دماغ ،شرایین برای قلب ،اورده برای کبد ومجاری منی نسبت به بیضه ها.
📚منبع: قانونچه در طب، ص۱۳،تالیف محمود بن محمد بن عمر چغمینی.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۶
محمد رحیمی مدیسه
غذاهای مقوی نیروی جنسی

پیش از آن که در مورد غذاهای مقوی نیروی جنسی مطالبی ارائه کنم، به آرای حکما در باب انواع لذات جسمانی و عقلی (قلبی) اشاره می کنم. بنابر رأی حکما، لذات به دو نوع جسمانی و عقلی (قلبی) تقسیم شده اند. لذات جسمانی نیز توسط حواس پنج گانه ظاهری برای انسان قابل ادراک است که در ادامه بدان اشاره می کنم:

–         لذاتی که انسان از طریق مشاهده ی مناظر و اشکال، ادراک می کند به واسطه حس باصره است.

–         لذاتی که انسان از طریق سمع یعنی شنیدن صداها و نغمه ها، ادراک می کند به واسطه حس سامعه است.

–         لذاتی که انسان از طریق بوئیدن مواد خوشبو همچون گل و ریاحین، ادراک می کند به واسطه حس شامّه است.

–         لذاتی که انسان از طریق خوردن و چشیدن مزه ها، ادراک می کند به واسطه حس ذائقه است.

–         لذاتی که انسان از طریق لمس کردن ادراک می کند به واسطه حس لامسه است.

بخشی از لذات جسمانی بین انسان و برخی حیوانات مشترک است، مانند لذت ریاست که بین انسان، شیر، ببر و پلنگ مشترک است. بخش دیگر از لذات جسمانی بین انسان و همه حیوانات مشترک است. مانند لذات شکم و آمیزش جنسی اما لذات عقلی (قلبی) تنها ویژه انسان است؛ مانند لذت علم، حکمت، معرفت و عبادت.

از بین لذاتی که بیان شد، لذیذترین و مطلوب ترین لذات محسوسه (به واسطه حواس پنج گانه ظاهری)، لذت جنسی است؛ زیرا از بین ارواح و قوا، روح و قوه جنسی، لطیف ترین آنها به شمار می رود. بر این اساس، فعل صادره از قوای جنسی نیز از زمره افعال لطیفه است. هر قدر افعال صادره از طبیعت، لطیف تر باشد، بیشتر مطلوب نفس قرار می گیرد. از دیگر سو، غایت آمیزش جنسی، به امر توالد و تناسل یعنی فرزند آوری منتهی می شود که خود برای انسان مطلوب با لذات به شمار می آید. از این جهت نیز لذت جنسی بر سایر لذت ها برتری دارد؛ زیرا در سایر لذت ها بقای نوع انسانی وجود ندارد.

حال که اهمیت آمیزش جنسی روشن شد، ضروری است در امر آمیزش جنسی، قوانینی مراعات گردد تا منفعت بیشتر و ضرر کمتری نصیب انسان شود. بسیاری از مردم، نسبت به ضرر و زیان های ناشی از عدم مراعات قوانین طبی آمیزش جنسی ناآگاهند. افراط در جماع از جمله مضرترین امور در حفظ تندرستی است. چرا که در هر بار انزال، همراه با دفع منی، رطوبات مفید و جوهر روح از بدن خارج می شود تا موجب بروز لذت گردد.

لذا لذت بیشتر، ضعف بیشتری به همراه دارد و موجب نقصان روح می گردد. نقصان روح، نیز باعث می شود تا غلبه سردی بر مزاج رخ دهد و این امر، زمینه ساز سوء مزاج های سرد و بیماری های ناشی از آن می گردد. در ادامه به برخی از نکات مهم مرتبط با آمیزش جنسی برگرفته از کتاب مستطاب «مفرح القلوب» تألیف حکیم محمد ارزانی اشاره می کنم:

«باید دانست که صاحب مزاج گرم وتر اندر این کار قوی باشد و ضرر کمتر یابد از جماع و صاحب مزاج گرم و خشک نیز قوی بود و لیکن اثر خشکی در وی ظاهر شود و هزال بدن و غور عین پدید آید. و صاحب مزاج سرد و تر  و سرد و خشک هر دو در این امر ضعیف باشند و به مضرت جماع زود متأثر گردند.

و بهترین وقت جماع به طور قدما آن است که غذا از معده گذشته باشد و هضم اول و ثانی تمام شده.

و بوعلی و دیگر محققان برآنند که بدین قول التفاوت نباید کرد، زیرا که در این وقت جوع باشد و معده خالی شده و در خلوی معده جماع به غایت بد باشد، پس وقت احسن آن بود که طعام در معده هضم شده باشد اما بتمامه از معده نگذشته باشد و حال هضم چون یکسان نیست هر یکی را از این امر حکم به وقت کلیه ثابت نبود.

بالجمله به اعتبار اکثر امزجه آنچه اصلح می نماید این است که بعد تناول طعام اقل مرتبه تا سه ساعت نگذرد شروع در این نکند و بساط مباشرت آنگاه منبسط گرداند که شهوت صادق بود و اوعیه منی ممتلی و قوتهای تن سالم و قوی و آلت انتشار تمام پذیرفته بی باعثی خارجی چون خیال و لمس و ملاعبت و امثال آن و گفته اند جماع که به الحاح و حرکت بسیار شود ضرر دارد و آخر ضعف در باه می آرد و همچنان با حائض و نابالغ و با زنان که بعید العهد از جماع باشند مضر است و کثرت استعمال بواکر بدستور، اما باکره مشتهات که گاه گاه دست دهد حکم اکسیر دارد کما لایخفی علی اهل التجربه.

و جماع عقب تُخَمَه و بعد استفراغ قوی و بی خوابی و ریاضت و اعیا و رنج و حال همّ و غم مفرط نشاید کرد، که از کثرت تحلیل بیم غشی باشد و البته ضعف آرد و ایضا در مستی و خمار نشاید کرد و وقتی که تن گرم باشد یا سرما یافته شود اجتناب از این واجب است و آن را که یابس المزاج بود یا قلب یا معده یا احشا یا چشم یا اعصاب او ضعیف باشد تقلیل این کار لازم است و پس از وطی آب سرد و شربت سرد نشاید نوشید که استرخا و رعشه و استسقا می آرد.

و ایضاً به آب سرد غسل نباید کرد و خویشتن را از هوای سرد محفوظ باید داشت. و اگر در حال جماع سرما در پشت پدید آید یا نزد این کار لرزه در بدن افتد یا از لذات وقاعی رنجی رسد یا از اندام ها بوی بد آید نشان اجتماع اخلاط فاسد باشد، در این صورت احتراز از وطی کند و تنقیه بدن نماید. و هر که بعد جماع لقمه ای چند چرب و شیرین تناول همی کند ضرر ضعف جماع به او نرسد و دوام شرب شیر گاو به دستور سقی قوت است و تدهین بدن و کف پای به ادهان خوشبوی کذلک حافظ قُوی و منعش حرارت و باه است.

و نخود در قدری آب تر کرده و صبح آن را مقشّر کرده حسب برداشتِ هاضمه دو سه توله خوردن و آب وی قدری غسل یا قند آمیخته یا بدون امتزاج آن نوشیدن معید باه مأیوسین است و حافظ و معاون قوت معمّرین باشد و از ادویه مفرده هیچ چیز به این نمی رسد و مجرب است.

و هر گاه از افراط این عمل ضعفی در بدن پدید آید ترک آن واجب و به تفریح و تودیع و تقویت پردازند تا به آفت قویه نانجامد.»

حال به ارائه نظرات حکما در رابطه با غذاهای مقوی باه و شرح مختصر آنها می پردازم. در واقع بخش غذاشناسی از مهمترین مباحث مکتب طب ایرانی است که همه حکمای سلف با اهمیت بسیار بدان پرداخته اند. همچنین بخش عمده ای از سته ضروریه را دانش خوردنی ها و آشامیدنی ها تشکیل می دهد. اکثر بیماران مبتلا به ضعف جنسی در انتخاب غذا و مصرف آن دچار انحراف می شوند. لذا نگارنده تقاضا دارد این بخش کتاب که از اهمیت بسزایی برخوردار است، مورد توجه و مطالعه مکرر خوانندگان قرار گیرد.

زیرا این بخش حاوی نکات بسیار ارزنده ای برای تندرستان و بیماران است.

سید اسماعیل جرجانی در باب یازدهم از جزء سوم از گفتار نوزدهم کتاب ذخیره خوارزمشاهی در رابطه با غذاهایی که قوت جماع را افزایش می دهد چنین آورده است:

«باید دانست که اصل در علاج ضعیفی قوت مجامعت آن است که تدبیر زیادت شدن آب و باد کنند از بهر آن که هرگاه که آب و باد زیادت شود، اوعیه ی منی از آب پر شود. شهوت برون کردن و قوت دفع آن بجنباند بول و براز و هرگاه که شهوت بیرون کردن فزونی با او پدید آید و قوت دفع آن بجنبد قوت مجامعت پدید آید مگر در آلت آفتی باشد، که اگرچه آب و باد زیادت بود و از روی جماع خاسته بود، آلت مساعدت نکند و آفت آلت سستی بود و بعضی از علاج آن در باب گذشته یاد کرده آمده است»

خلاصه این گفتار آن است که اگر فردی خواسته باشد نیروی جنسی خود را افرایش دهد؛ چه آن فرد مبتلا به ناتوانی جنسی باشد چه نباشد، باید از غذاهایی استفاده کند که از آن غذا، منی تولید شود. چرا که وقتی منی تولید شود، روح و قوه جنسی تولید می گردد. وقتی روح و قوه جنسی تولید شد، میل و توان جنسی افزایش می یابد.

اما باید منی تولید شده در انثیان مرد و زن در حدی باشد که قوه مدبره بدن، یعنی طبیعت بتواند از آن منی، روح و قوه جنسی تولید کند. زیرا هر نوع منی، دارای استعداد تولید روح و قوه جنسی نیست. بر این اساس، باید تولید منی از نوع منی معتدل در مزاج و متمایل به حرارت باشد. بر این اساس است که می گوید:

«و زیادتی آب و باد از طعامی بود که از وی خونی خیزد قوی و لزج و گرم و تر تا از آن تری بخاری و بادی برانگیزد و هر گاه که خون قوی و لزج بود بادی که از وی خیزد زود تحلیل نپذیرد لکن قوت آن در هضم ثانی و ثالث بماند و قوت مجامعت و قوت قضیب ازین باد بود»

حکیم ممدوح در ادامه به توصیف غذایی که دارای این ویژگی است می پردازد:

«و بدین سبب است که طعام ها که از بهر این کار گزیده اند طعام های است که در وی سه معنی است و باید که این سه معنی درو باشد یکی آن که غذا بسیار دهد، دوم آنکه باد انگیزد، سوم آن که میل به گرمی دارد و این هر سه معنی در هر یک چیز یابند بر آن مزیدی نباشد و اگر نیابند دو چیز یا سه چیز ترکیب کنند تا هر سه معنی حاصل شود.»

در این عبارات حکیم به سه ویژگی غذای مقوی باه اشاره کرده است:

اول؛ آن که غذا بسیار دهد، یعنی باید که آن غذا از جمله غذاهای کثیرالغذا باشد، که از آن خون بسیار تولید شود. چرا که خلط خون، اصلی ترین بخش اخلاط تغذیه کننده بدن است. خلط خون، وقتی مراحل هضم را می گذراند به خاطر اعتدال قوام، رطوبت و حرارتی که دارد؛ نیاز انثیان را برای تولید منی فراهم می کند.

تعلیم: غذا از نظر حکما، به دو بخش غذای مطلق و غذای دوایی تقسیم بندی شده است. غذای مطلق شامل سه گروه به شرح زیر است:

–         انواع گوشت حیوانات کوچک همچون بره، بزغاله و ماکیان

–         انواع بیض یعنی تخم پرندگان مانند تخم مرغ، کبوتر، گنجشک

–         انواع لبن یعنی شیر مانند شیر بز، گاو و گوسفند

غذای دوایی نیز شامل سه گروه به شرح زیر است:

–         حبوبات یعنی دانه های گیاهی مانند گندم، عدس، نخود، باقلا، برنج

–         بُقولات یعنی سبزی ها مانند کاهو، گشنیز، ترتیزک، خرفه

–         اَثمار یعنی میوه ها مانند سیب، انجیر، انگور، خرما

تعلیم: از نظر حکما، هر نوع غذا که وارد بدن می شود پس از گذراندن مراحل هضم اول معدی، وارد کبد می شود و در آنجا تحت فرآیند کیموس سازی قرار می گیرد تا به خلط تبدیل شود. خلط نیز چهار جنس است: صفرا، خون، بلغم و سودا.

کلیه غذاها نیز از جهت میزان خلطی که تولید می کنند به سه گروه به شرح زیر تقسیم شده اند:

–         کثیرالغذا

–         متوسط الغذا

–         قلیل الغذا

دوم؛ آن که باد انگیزد یعنی دارای رطوبت و تری ای باشد که در آن تری، استعداد به ریح تبدیل شدن وجود داشته باشد. زیرا رطوبات لطیف، اکثراً قابل تبخیر و تبدیل به ریح است. در این مورد، در ادامه در بحث رطوبت فضلیه سخن خواهم گفت.

سوم؛ آن که میل به حرارت دارد یعنی دارای طبیعت معتدل متمایل به گرمی است. زیرا حرارت شدید باعث تجفیف رطوبات و تولید ابخره می شود.

در حالی که باید ریحی که به وسیله آن نعوظ ایجاد می شود تا حدی پایدار باشد؛ نه این که به سرعت تحلیل پذیرد. چرا که در این صورت، نعوظ از بین می رود.

منبع: درمان ناتوانی های جنسی در مکتب طب ایرانی-محمد عبادیانی 
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۴
محمد رحیمی مدیسه